دل
دلتنگم
دلم به تنگی سوراخ یک سوزن است
آن قدر تنگ
که نخ هیچ عشقی از آن رد نمی شود
دل تو بزرگ است
آنقدر که تمام پرستو ها و بادبادکهای دنیا در آسمانش اوج می گیرند و زیبا می شوند
مگر کسی که دلش آسمان است
دلتنگ هم می شود؟
¤ نوشته شده در ساعت ٥:٥٢ ب.ظ توسط meshkat
جمعه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٧
وقتی به دنیا آمدم...

وقتی به دنیا آمدم
چنان از بدنیا آمدن خودم شگفت زده شدم که تا یک سال و نیم نمی توانستم صحبت کنم!
¤ نوشته شده در ساعت ٩:٢٤ ب.ظ توسط meshkat
یکشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٧
بازی گران بازی من
ذهن می گوید: چرا وقت خود را تلف کنیم و به دنبال ناممکن بگردیم؟ در حصار مقدس حواس پنجگانه وظیفه داریم محدودیتهای آدمی را بپذیریم
اما صدایی دیگر در درونم که می توانی آن را دل بنامی، مقاومت می کند، فریاد بر می آورد " نه"! هرگز تسلیم محدودیتهای بشری نشو. همه مرزها ر اویران کن! هر دم بمیر، اما بگو: " مرگِ فنا هرگز وجوود ندارد"
ذهن می گوید: در نگاه من امید و توهمی نیست، من همه چیز را شفاف می بینم، زندگی یک بازی است، نمایشی که حواس پنجگانه من بازیگرانش هستند.
¤ نوشته شده در ساعت ٧:۳٥ ق.ظ توسط meshkat
جمعه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٧
میوه غایی آتشین
روح انسان یک شعله است
پرنده آتش است که از روی شاخه ای به شاخه دیگر می پرد
از ذهنی به ذهن دیگر می رود
و فریاد برمی دارد " من قرار نمی گیرم، سوزانده نمی شوم، کسی نمی تواند مرا خاموش کند!"


ناگهان همه جهان به درختی شعله ور تبدیل می شود. درمیان آتش و دود، من پاک و خونسرد و آرام برفراز حریق می آرامم و آن میوه غایی آتشین را تماشا می کنم- نور را.
¤ نوشته شده در ساعت ۱٢:٢٦ ب.ظ توسط meshkat
سهشنبه ٢۸ اسفند ،۱۳۸٦
بازی آخر سال
با تشکر از مدیر پرشین بلاگ که به بازی آخر سال وبلاگ نویسان دعوتم کردن
پاسخ به پنج سوال:
یکم- بزرگترین آرزوتون که تو سال 86 برآورده شده چی بوده (از اون آرزوهایی که سر سفرهی هفتسین داشتین)؟
یکی از بزرگترین آرزوهام برداشتن گامی در جهت انتشار اعتقادات شیعه و آشنا ساختن مردم با وجود مقدس حضرت بقیه الله بود که برآورده شد.
دوم- مهمترین آرزوتون که امسال برآورده نشد، چی بود؟
حضور طولانی مدت در کنار کسی که دوستش دارم
سوم- سال 86 رو تو یه عبارت کوتاه چند کلمهای چه جوری توصیف میکنید؟
سال به تحقق پیوستن بسیاری از افکار خوب و دلخواه و گاهی هم غیرمنتظره اما عبرت انگیز!
چهارم- بهترین (یا بدترین) خاطرهی امسالتون چی بود؟
حضور در سرزمین کربلا در روز عاشورا بهترین خاطره من بود. بدترینش هم زندان رفتن دو نفر از دوستان خوبم
پنجم- چه حرفی واسه بهار 87 دارید؟ (کوتاه، تو 2-3 جمله لطفاً!)
ما همانی می شویم که به آن فکر می کنیم
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٢٢ ب.ظ توسط meshkat
یکشنبه ۱٤ بهمن ،۱۳۸٦
روش حكومت حضرت بقية الله ارواحنا فداه
قال ابوعبدالله عليه السلام: «لايذهب الدنيا حتي يخرج رجل مني يحكم بحكومة آل داود و لايسأل عن بينة يعطي كل نفس حقها». منتخب الأثر: ص 172 الحديث 94. امام صادق عليه السلام فرمودند: «دنيا به آخر نمي رسد مگر آن كه يكي از فرزندان من قيام نمايد كه به روش حكومت داود حكومت مي نمايد و در اختلافات به شاهد احتياج ندارد و حق هر كسي را به او مي دهد». |
¤ نوشته شده در ساعت ۱۱:٥۸ ق.ظ توسط meshkat
جمعه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٦
عشق و ازدواج
شاگردی از استادش پرسید:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق یعنی همین! " شاگرد پرسید: " پس ازدواج چیست؟ " استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم." استاد باز گفت: " ازدواج هم یعنی همین | |
¤ نوشته شده در ساعت ٢:۳٤ ب.ظ توسط meshkat
شنبه ٢٢ دی ،۱۳۸٦
تاريخ دين يهود ( ده فرمان )
سرگذشت حيات موسي، كه به صورت داستانها و حكايات به ما رسيده است و اهل تحقيق آنها را به دو قسمت تقسيم كرده اند كه از يكديگر به علامتهاي و متمايز است.
در دو كتاب از اسفار پنجگانه يعني سفر خروج و سفر اعداد مندرج است و معتقدند كه سرگذشت موسي مبتني بر روايات سيصد يا چهارصد سال بعد از زمان او به رشته تحرير در آمده و به صورت حكايت موجود شده است.
بزرگترين عملي كه موسي عليه السلام در كار رسالت وهنگام پيشوايي قوم خود به جا آورد در مصر نبود، بلكه در دامنه كوهي بود كه در بعضي روايات غالبا به نام طورسينا نام برده شده و در بعضي ديگر به نام جبل حوريب مذكور است و محل واقعي آن جبل هنوز مورد ترديد مي باشد. بر حسب بعضي روايات اين كوه در شبه جزيره سينا واقع بوده. به هرحال مكان جغرافيايي جبل طور هرجا باشد امر بزرگي كه در آنجا واقع گرديد آن بود كه موسي از آنجا واسطه ارتباط بين مومنان و خدا قرارگرفت. يهوه كه ايشان را از پنجه عقاب و آزار مصريان آزادي بخشيده بود در آنجا اراده فرمود كه با آنها ميثاق و عهدي منعقد فرمايد. موسي عليه اسلام قوم خود را در خيمه گاه خود در دامنه جبل گذاشت و خود به قله آن صعود كرد ودر آنجا با يهوه تكلم كرد، بعد از چند روز نزد قوم بازگشت و اوامر الهي را براي ايشان آورد.
اوامر يهوه كه موسي حامل آن بود و خلاصه شده و بر دو لوح سنگي منقوش گرديده بود همان است كه بعدها آن را شرح و بسط داده و صحف تورات يا (قانون موسوي ) از آن بوجود آمده است.
فهرست اوامر الهي در متون اسفار مقدس بني اسرائيل مندرج است و آن را به صورت ده دستور اخلاقي تحت انظباط در آورده اند كه به " احكام عشره " يا "ده فرمان" معروف است.
¤ نوشته شده در ساعت ۱:۳٠ ق.ظ توسط meshkat
پنجشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٦
من بيل گيتس نيستم لعنتي!
شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي اين شركت ازمشاوران آنها پرسيده اند را منتشر كرد. برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است
كه حتي خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.
را فشار دهيد. (any key)1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را
روي كي بوردم پيدا كنم؟
anyاما من نمي توانم كليد
كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم
.2
3-كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد؟
4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟
مشاور:
مودم را وصل كرده ايد ؟كامپيوتر را چك كرده ايد؟ كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و، همه سيم هاي مودم را از جعبه در نياورده ام!
5-كاربر: پسر ۱۴ ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم
مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟
كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده!
.
6- مشاور: لطفا روي ماي كامپيوتر (كامپيوتر من) كليك كنيد
كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست
.
يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه در مشتريانش را اينگونه منتشر كرده است
مركز مشاوره : چه نوع كامپيوتري داريد؟
مشتري : يك كامپيوتر سفيد
روي آيكن در سمت چپ صفحه كليك كن، مركز :
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
مشتري : سلام…من نمي تونم پرينت كنم
كليك كنيد Start مركز : ميشه لطفاً روي
مشتري : گوش كن رفيق؛ من بيل گيتس نيستم براي من اصطلاحات فني نيار!
لعنتي
مشتري : من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هربار ميخوام پرينت بگيرم كامپيوتر مي گه نمي تونه پرينتر رو پيدا كنم؟ من حتي پرينتر رو بلند كردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما كامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش كنه!
مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشكل دارم
مركز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه!
رو بزنين Fمركز: الآن8
مشتري : كار نمي كنه.
رو ۸ بار فشار دادم F مركز : دقيقاً چه كار كردين؟ مشتري : من كليد
همونطور كه بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته!
يك مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه
مركز : شما مطمئنيد رمز درست رو به كار برديد؟
مشتري : بله : ديدم كه همكارم همين پسورد رو استفاده كرد
مركز:ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري:پنج تا ستاره!
مركز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي كنيد؟
Netscapeمشتري:
مشتري: من با يه مشكل بزرگ مواجه شدم
مركز: چه مشكلي؟
screen saverدوست من يه برنامه خوب
روي كامپيوتر نصب كرده اما هربار كه موس رو تكون ميدم برنامه غيب ميشه!
¤ نوشته شده در ساعت ۸:۱۸ ب.ظ توسط meshkat
چهارشنبه ٥ دی ،۱۳۸٦
صفای تهرانی ها
هی میگن تهران دودی
خاکستری
آلوده............ عوضش دلهای با صفای مردم تهران رو هیچ جا نداره
خودشم قشنگه











¤ نوشته شده در ساعت ۱:٠٥ ب.ظ توسط meshkat
